به رنگ رویا
تنها اینجا پر از سفیدی ست، بقیه زندگیم سیاهه
ادرس وبلاگمو تغییر دادم...! شاید کاردرستی بوده وشایدهم.... اون روزی که باعث شد این تصمیمو بگیرم روز خیلی بدی بود... همش گریه میکردمـ...!! شرایطمو تو اون لحظه نمیتونین درک کنین چون خیلی خفن بدبود..!! خیلی سخت بود کهgirlstreet رو به 2days تغییربدم... میخواستم girlstreet بمونم...!!! دلیل اینکه 2days رو انتخاب کردم این بود که باورم بشه،که باورش بشه؛که باورتون بشه؛که باورشون بشه دنیا دوروزه...!! +زیادنمیتونم بیام نت....مامانم همه چی رو ممنوع کرده..!! +سرماخوردم خفن..!!سرم و آمپول زدم..!! +اگه لینکم کردین ادرسو عوض کنید اسم لینک روهم عوض کنید یاهرچی دوس دارین بذارین یا dream بذارین ازاین به بعد هم با اسم dream کامنت میذارم!! +بعضیا کنجکاوشدن بدونن کیمی چششه...!!نمیگم بمونی توخماری!! +دم و دیقه اینجا زلزله میادواسه همین میخوام که حلالم کنید!!! +اینم وبی که واسه مسترم زدم!:http://mklove.blogfa.com +میگن جنوب خیلی سرده...!!! +زهرا مامی بمیرم واسه دل پردردت..!! +دلم براتون تنگ میشهـ...!!
حالم ازادمایی که دوروبرم جمع شدنوکلی ادعادارن بهم میخوره... ادرس وبلاگم عوض میشه..!! شمارمم حتما عوض میکنم... ادرس وب جدیدو خصوصی میکنم! شمارمم به اونایی که این خطمودارن و خودم قبولشون دارم میدمــ..... کامنتاهم بعدازتاییدنمایش داده میشن! هرکیم میخوادبره ازمن شکایت کنه من حاضرم شصتا شلاق بخورم..!! امتحانا بلاخره تموم شد و من راحت شدمــ البته هول کارنامه هنوزموندها.... چون نمرهام اصلا اونچیزی نیس که فک میکردمـ....!! شهرزادرفته مشـهـد.. یه اتفاقات شدید جالب افتاده... این اقا فریدی که هی ما سنگشو به سینه میزدیم قلابی از اب دراومد..!! حرفایی که زد برام خیلی خنده داربود... بعدانوشت: (کسی دیگه حق نداره اسمی از ازاین به بعد نظراتو تاییدمیکنم بعد میذارم... کامتندونی پست پایین....) سر نذری واسه همه دعا کردمــ... +رحمت به مادروپدرکسی که کامنت بذاره..! :دی بلاخره بعده سه ماه به معنای واقعی رنگ خوشبختی رودیدمـ! یه نفس راحت کشیدمـ...! خدایــــــــــا واقعا ممنون..! خیلی خوشحالم خیلیــــــ..... نمیشد اجیامو تو خوشحالیم سهیم نکنمـ..!! میخوان ببرنمون جنوبـــــ...!! از 11 بهمن تا 14 بهمن..!! اگه این اتفاق نمیفتاد حالم اونجا خیلی گرفته میشد...! دفترخاطراتمو اوردم روکار...!! میخوام تاجایی که میتونم بنویسم...!! +از گفتن اون خبر معذوریمـ! + دریک عمل انتحاری خطمو عوض میکنم.اونموقع با شماره جدید اس میدم کفتون ببره ازبس شماره رنده! الکی که نیس!120 تومن خریدمش...تو مزایده...!! طاقت نیاوردم الان که وقت پیداکردم اومدم آپ کنم و برم... چ جوریه که هرموقع کارت دارن میشی آجی؟؟بوووس؟؟ مامی زهرا گفته هرموقع حواسم پرت شد یه ضبدر بزنم...! درعرض 5 ساعت 21 بار حواسم پرتـــــــــــ.... شد! امروز دوبار مامان گوشیمو ازم گرفتــــ! حالم ظهری خیلی بد شده بود..! اس میدادمو گریه میکردمـــ...! منم بخدا آدمم دل دارم.... اون دخمل که پولمو برداشته بود... دم مدرسه دیدم دهنشو تا بناگوش باز کرده،داد میزنه: کیــــــــمیـــــــــــا.... مرض و کیمیا دردوکیمیا....!! بلاخره موفق شدم رمز دوم کارتمو فعال کنم..!!خسته نباشم...:دی 98یا روهم که ف*ی*ل*ت*ر کردن...!!نمیدونم چرا کلوب رو فیلترنمیکنن؟؟!! دلم براهمتون یه ذره شده بود!! انقد:(.) جوکــــــــــــــ: مناجات یک لر باخدا: خدایا! میدونم دوسم داری! ولی من نامزد دارم!! +میگن پسرا عین جای پارک میمونن! خوباش قبلن اشغال شده اوناییم که موندم تا تنگ و باریکن یا جلو پارکینگ خونه کسی!! +نمیدونید پست ثابت و چ جوری میشه برداشت؟؟ +بعدا نوشتم: الان تو کوچه مون دعوا بود!! یه فحشایی به هم میدادن...یکی ازپشت پنجره یکی از تو کوچه... من اول فک کردم صدا از تی وی بعد دیدم نه بابا انگار صدا سه بعدیه..!! مرده از همه جا بی خبر پاشده بود اومده بود به یه طرف دعوا میگفت رفته جنگ پاشو ازدست داده... یکی نیس بگه چون رفته جنگیده هرغلطی دوست داره میتونه انجام بده؟؟فحش ناموسی بده.... قدم هاشو محکم تر میکنه.... میخوادبه همه نشون بده که هنوز زندگی جریان داره! ولی مگه زندگی فقط به ظاهرادماس؟؟شونه هاشو عقب داد و سینشه صاف داد بیرون... مسیرش یه خیابون درازوخلوت بود.هنوز چند دقیقه از راه رفتنش نگذشته بود که کمرش خم شد..! کم کم موهای پرکلاغیش سفیدوسفیدتر شد!انگاری روموهاش برف نشسته... ایستاد و به پشت سرش نگاه کرد... 60 سال از اون ماجرای وحشتناک گذشته بود...!!
حالا دیگه من عشقمو دوس دارم... الان به مرحله ای رسیدم که میگم عشقمو دوس دارم....!! خیلی سخته خیلی... ولی تو این مرحله فهمیدم.... دوست داشتن ازعشق برتراست...! حالا من فقط برای خوشبختیش دعا میکنم مث همیشه... نه بیشتراز همیشه.... الان دیگه رسیدن مهم نیس.... باهم بودن مهم نیس... کنارهم بودن مهم نیس... مهم خوشبختی اونه.... این اخرین پستی که برای مهدی نوشتم.دیگه تمومــــ.....!! + مامی یادته؟؟ حرفات؟؟ من خیلی وقت پیش به این نتیجه رسیده بودم ولی.... + نمیدونم چه بلایی سرم اومده.دیشب ساعت 3 خوابیدم!!از درد خوابم نمیبرد...!! + کامنت دونی پست پایین...!
غذارو نصفه میخورمو میرم تواتاق... عصرش ازکلاس رفتم خونه خاله اونجا زنگ زدم به فاطمه خیلی وقت بود که اصن باهم نحرفیده بودیم... ۹ مین شده بود!نگو مامانم پشت خطیم...!!پشت تل داد میزد... اروم داشتم حرف میزدم.یهو داد زد کدوم قبرستونی؟؟؟چرا اروم حرف میزنی؟؟ رمان باز کردم اخراش بود....خوندم خوندم تا به تهش رسیدم...بغض داشت خفم میکردم... آرسام قصه یادم داد که از فرصتام بهترین استفاده هارو بکنم و دوباره قلبم عاشق شد...!! اشکام سرازیر شدن یهو بدنم یخ کرد..خدایـــــــــا یکم بیشتر بیشتر..... زیر پتو از سرما میلرزیدم...دیگه طاقت نیاوردم فشارمو گرفتن......!! ۸ رو ۵......!! بار دوم در یک روز....شانس اوردم خونه بودم..! + محمـــــــــــد........! + میدونستم اون حرفا چرت و پرته و گفتم راسته!میدونستم دوست دارم گفتم متنفرم! خیالت راحت بخشیدمت! + جان من این مدرسه که ماداریم؟؟همشو ۱۵ گذاشتن!!! + انقده خوشمان میاید تا از بانک برات اس میاد اس میدی چه خبر؟؟ددی قرارمون این نبودا + این ماموریتات معلوم نیس کی تموم میشه حالا هم که برمیگردی فردامیری مشهد... + دقیقا وقتی اومدم تغییرکنم طرد شدم...!! + وقتی گوشیم خاموش نگران نشین.....!! *با کی بودم الان؟؟ رو مبل نشسته بود و مفاتیح تو دستاش بود.با سوز گریه میکرد!منم داشتم رمان میخوندم. یهو باگریش گریم گرفت! و اون کسی نبود جزپدرم...! قلبم جمع شد! کتاب و بستم فشارش دادم به سینم!! یهو شدم آذر قصه!!با ترس به دوروبرم نگاه کردم....حس کردم یکی روگم کردم...! بازوهام تیرکشید.... وااااای + یک فرهاداست ویک بیستون!!!تورا چه به فرهاد؟؟توهمینیک وجب دیوار فاصله رابردار...!من باورتمیکنم..!! + این دخمل زشت نشسته کنارم واسه منکه از سوم ابتدایی نت داشتم هی درمورد موزیلاواینرنت میگه!!!
بلاخره اینترنتم وصل شد...دلم واقعا براتون تنگ شده بود... هفته ی پیش رفتیم مشهد....جاتون خالی بد نبود.امروز ننشستم پا کامپیوتر که اینارو بنویسم....میخوام خودمو خالی کنم...میخوام گله کنم ازهمه ی ادمایی که دوروبرم نشستن و زندگیمو ساختن... الان کاملا تنهاشدم...نه فرید هس نه مهدی نه محمد نه شهرزاد نه شقایق نه.... ازهمه جدا شدم یا شایدم اونا از من جدا شدن( به ترتیب اتفاقایی که افتاده گله میکنم!) فرید: خیلی نامردی!به اون دختره بگو این طرز حرف زدن خیلی زشته انگاری 60 ساله تو چاله میدون زندگی میکنه مهدی: ازتو نمیدونم گله کنم یا شکایت.میگی دعا کنم زودتر بمیری.گفتی دلم شکسته منم با دل شکستم دعا کردم که زجر کشیدنتو با چشم خودم ببینم. بگو ببینم من هرزم یا تو؟؟ من کثیفم یاتو؟؟ من ازعشق باید زده بشم یاتو؟؟ببین کمبود محبتت و با این کارا نمیتونی جبران کنی. من که ازت نمیگذرم اگه هم بگذرم خدا ازت نمیگذره...بدبخت اون دخترایی که خودشونو علاف تو کردن.... شقایق: دخترتودیگه چرا؟؟چه جوری توقع داری توهرشرایطی کنارت بمونم؟؟؟حتی حالمو نپرسیدی... شهرزاد: سگ بودن خیلی بهتر از گربه بودنه...اگه کسی از دوستام اومده بده منو پیش تو گفته بدون دوستم نبوده دشمنم بوده.اولین دختری بودی که وارد زندگیم شدی حالا هم اخریشی...حیف امیر... محمد: ازتو دیگه توقع نداشتم....گفتی کمکم میکنی ولی....خوش باشی یه دختره هی زنگ میزنه حرفای مفت میزنه.دیگه دیشب جواب دادم.میگفت زندگیشو بهم ریختم. من براش توضیح میدادم که من زنگ نزدم شوهراون زنگ زده هی وسط حرفای من میگفت سعی نکن به من دروغ بگی! چهارشنبه ای انقد حالم بد بود که صبح چندباربالا اوردم! تو کلاس سرمو گذاشته بودم رو میز و اشک میریختم هی میومدن میپرسیدن چت شده؟؟جامو عوض کردم یکی از بچها اومد درگوشم گفت(دیانا نه کیانا نه کیمیاس)* سرمو محکم کوبوندم رو میز.دستم سرشده بود.واقعا حس نداشت. همه معلما میپرسیدن چت شده. تو بغل همه میوفتادمو گریه میکردم. بعضی ساعتا تنهایی بهم خیلی فشارمیاره بعضی اوقاتم بی نهایت ازاین تنهایی خوشحال میشم...! دفترچه خاطراتمو تغییر دادم.ولی هنوز شروع به نوشتن نکردم...!! اون کسی که به من گفت مهدی...! گفت همزمان بامن باچندنفربوده! اونی میشده که من میخواستم ینی روباه درلباس گرگ!!! متنفرم ازش قلبمو خالی کرد.ینی واقعا احساس کردم قلبم خالی شد.... بچها من خطمو دارم عوض میکنم بازم با پیش شماره 918 *تیکه ای ازاهنگی که اول دوستیم بامهدی،مهدی برام خوند!!!
محمد بیاره
ادامه مطلب
| Design By : SunSkin |